ادامه مطلب
ادامه مطلب
تازيان نژاد پرست نيمي از کارمزد روزانه دهقانان ايراني را که آنها را « موالي » مي ناميدند نصيب خود کرده بودند و آنها را پياده در حاليکه خود سوار بر اسب يا شتر بودند به جنگهاي گوناگون براي تسخير ملل ديگر ميبردند . پارسي گوئي را تحقير ميکردند و ايرانياني را که به عربي گفتگو نميکردند « عجم » بچم «گنگ» لقب داده بودند . تازيان تمام مشاغل مهم اداري را با اينکه هيچگونه اطلاعي از آن نداشتند نصيب خود کرده بودند.
ادامه مطلب
پرچم و درفش در ايران باستان
درفش گرشاسب
درفش يا بيرق از روزگاران پيش تا کنون در زندگاني ملتها و نزد حکومتهاي جهان نقش ارزنده، پرشکوه و در خور داشته است. چنانکه در کتابهاي ديني و حماسه هاي ملي هر ملت يادماني از آن را مي توان جست و جو کرد ...
درفش از باستان تا امروز کاربردي نمادين با رنگها و نگاره هاي گوناگون داشته و هريک از رنگها با چگونگي نژادي، استوره ها، قهرمانيها و جانبازيهاي مردم در راه تراداد ها و دستآوردهاي فرهنگي و تاريخي خود و از سوي ديگر با زنده و پويا داشتن يادمانها و فداکاريهاي نياکان پيوندي ناگسستني دارد و چنان است که نشان نيرومندي، استواري، ماندگاري، پيروزگري و حاکميت به شمار مي آيد.
ادامه مطلب
درود بر همه ايران دوستان
اینهم تحقیق حمله اعراب به ایران که قولش را داده بودم
اهورا مزدا ايران را بپايد
تازيان پس از ورود به داخل ايران شروع به کشتن مردم بي دفاع شهرها کردند. تمامي گنجينه ها را غارت کرده و به مرکز خلافت فرستادند.در برابر سيل هجوم تازيان شهرها و قلعه هاي بسياري ويران گشت خاندانها و دودمانهاي بسياري بر باد رفت. اموال توانگران را تاراج کردند و غنايم و انفال نام نهادند. دختران و زنان ايراني را در بازار مدينه فروختند و سبايا و اسرا خواندند.از پيشه وران و برزگران که دين مسلماني را نپذيرفته بودند باج و ساو گران به زور گرفتند و جزيه نام نهادند. و همه اين کارها در سايه شمشير و تازيانه اعراب انجام مي گرفت. درباره رفتار و کردار اين فاتحان نيز موارد شنيدني بسيار است: در تجارب السلف برگ 30 مي خوانيم که شخصي عرب پاره اي ياقوت يافت که بسيار گرانبها بود. شخص ديگري که ارزش آن را مي دانست ياقوت را به هزار درهم از او خريد. وقتي به او گفتند ياقوت را ارزان فروخته اي گفت اگر مي دانستم بالاتر از هزار عددي است آنرا طلب مي کردم!! همچنين مي خوانيم که گروهي از اعراب به کيسه اي پر از کافور دست يافتند و پنداشتند که نمک است. کمي از آنرا در ديگ ريختند. مزه غذا تلخ شد. خواستند کافور را به زمين بريزند اما شخصي که ارزش کافور را مي دانست آنرا به کرباس پاره اي از آنان خريد
ادامه مطلب
دوستان آریایی من امروز بخاطر فیلتر بدون برنامه و مغرضانه در ایران همگی اطلاعات و اخبار جهان برای ملت ایران قابل دسترس نیست بنابراین گروهی با ساخت و یا جمع آوری ضد فیلتر ها درصدد رفع این نقیصه بر آمده اند که در زیر یکی از این تارنگارها را برای شما میگذارم تا در آگاهی از جهان کنونی بدون اشکال از آن استفاده کنید:
بدرود
به این نوشته ها که زاده مخیلات یک پان ترک است نگاه کنید.
شما قضاوت کنید که یکچنین انسان نماهایی دارای چه تفکری هستند و اصلا این چرندیات لایق جواب دادن هستند؟
من که فکر نمیکنم.
بدرود
« لینک ادامه مطلب را بزنید تا این نوشته ها را بخوانید »
ادامه مطلب
كوتاه در مورد داريوش شاه بزرگ هخامنشي
داريوش شاهنشاهي خردمند و توانا بود و رفتارش با مردم مغلوب ملايم و معتدل . او پس از كمبوجيه به تخت سلطنت نشست و توانست دولت بزرك ايران را از نو بنياد گذارد . سازماندهي و تشكيلات حكومتي او مورد تقليد ساسانيان نيز واقع شد ، و اساسي كه او پي افكند بقدري محكم و استوار بود كه
با وجود ناتواني ديگر شاهان هخامنشي 200 سال پا بر جا ماند . در زمان او كشور ايران به حد اعلي وسعت و پهناوري خود رسيد . در كتيبه هاي مصري ، داريوش را بسبب ايجاد بيمارستانها و آموزشگاه ها و تكميل نخستين آبراه ميان درياي سرخ و مديترانه كه همه از كارهاي ايرانيان بود ((نكوكار بزرگ ))لقب دادند .
هخامنشيان نخستين كساني بودند كه وحدت ايران را تحقق بخشيدند ، هم چنانكه آنان نخستين كساني بودندكه وحدت عالم شرق ، بعبارت ديگر ، جهان متمدن آنروز را تحت يك نظارت سياسي مقتدر و بي هيچ ترديد عادلانه بهم مرتبط ساختند.
)) الواح زرين ((
در سال 1312 خورشيدي ، ضمن خاكبرداري گوشه جنوب شرقي كاخ آپادانا ، جعبه سنگي پيدا شد
ادامه مطلب
آتش در عهد هخامنشيان
نقش مذهبي آتش در ايران باستان بيشترين سهم از نقشهاي اين آفريده هفتم اهورامزدا را در متون ديني و تاريخي به خود اختصاص داده است و بيش از كاركردهاي ديگر آن شناخته شده است، اما آتش كاربردهاي ديگري هم در آن دوران داشته است.
ادامه مطلب
نقش رستم
«تخت جمشيد» پس از آنكه در سال 330 پ. م. به دست اسكندر مقدوني به آتش كشيده شد، هرگز بازسازي نشد و مورد استفاده قرار نگرفت. فرمانروايي مقدوني- يونانيها در ايران به طور کامل نزديک به 80 سال و بر بخش هايي از ايران 170 سال به درازا كشيد و پس از آن دو سلسلهي بومي ايراني به پادشاهي رسيدند. اول «اشكانيان» و سپس «ساسانيان», هر كدام نزديك به چهارصد سال حكومت كردند. «هلنيسم» (Hellinism) يا رسم و راه يوناني از همان نخست برافتاد. هر دو سلسله وارد جنگهاي پي در پي با امپراتوري «روم» شدند.
«ساسانيان» سعي داشتند خاطرهي «هخامنشي» را زنده نگه دارند. از اينرو براي بزرگداشت پيروزيها و رخدادهاي مهم تاريخي خود از محل آرامگاههاي چهار پادشاه «هخامنشي» در نزديكي «تخت جمشيد» استفاده كردند. اين مكان به «نقش رستم» شهرت يافته است كه جايگاه مشترك آثار شگفتآور باستاني دو سلسلهي «هخامنشي» و «ساساني» است
ادامه مطلب

